شاهوار

«فَالمُدَبِّراتِ أَمراً» «پس سوگند به تدبیر کنندگان کارها.»

شاهوار

«فَالمُدَبِّراتِ أَمراً» «پس سوگند به تدبیر کنندگان کارها.»

نقش آموزش بازاریابی دیجیتال در توسعه گردشگری روستایی


آموزش بازاریابی دیجیتال می‌تواند تحولی چشمگیر در توسعه گردشگری روستایی ایجاد کند. امروزه کسب‌وکارهای گردشگری در روستاها برای رقابت و جذب گردشگران نیازمند بهره‌گیری از روش‌های نوین بازاریابی هستند. در ادامه به مهم‌ترین نقش‌های آموزش بازاریابی دیجیتال در توسعه گردشگری روستایی پرداخته شده است:


1. افزایش آگاهی و دیده‌شدن روستا در سطح ملی و بین‌المللی

استفاده از رسانه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام، یوتیوب و تیک‌تاک می‌تواند روستاها را به گردشگران داخلی و خارجی معرفی کند.


بهینه‌سازی سایت (SEO) باعث می‌شود که هنگام جستجوی مقاصد گردشگری، روستای موردنظر در نتایج بالاتر قرار بگیرد.


ساخت محتوای جذاب (مانند عکس، ویدئو، و بلاگ) به معرفی زیبایی‌ها و فرهنگ روستا کمک می‌کند.


2. جذب بیشتر گردشگران و افزایش درآمد روستاییان

کسب‌وکارهای محلی مانند اقامتگاه‌های بوم‌گردی، رستوران‌ها و تولیدکنندگان صنایع‌دستی با استفاده از بازاریابی دیجیتال می‌توانند به مشتریان بیشتری دسترسی داشته باشند.


فروش محصولات محلی از طریق فروشگاه‌های آنلاین یا شبکه‌های اجتماعی، درآمدزایی روستاییان را افزایش می‌دهد.


تبلیغات هدفمند در گوگل و شبکه‌های اجتماعی کمک می‌کند تا گردشگران بیشتری با روستا آشنا شوند.


3. بهبود تجربه گردشگران و افزایش رضایت آن‌ها

استفاده از نقشه‌های دیجیتال و تورهای مجازی باعث می‌شود گردشگران قبل از سفر اطلاعات کاملی درباره مقصد داشته باشند.


سیستم‌های رزرو آنلاین برای اقامتگاه‌ها و خدمات گردشگری، برنامه‌ریزی سفر را برای مسافران آسان‌تر می‌کند.


پاسخگویی سریع از طریق چت‌بات‌ها و پیام‌رسان‌ها باعث افزایش رضایت مشتریان و بازگشت دوباره آن‌ها می‌شود.


4. تقویت برند و هویت گردشگری روستایی

برندسازی دیجیتال از طریق تولید محتوای منحصربه‌فرد، باعث می‌شود روستا هویت مشخصی در ذهن گردشگران داشته باشد.


بازاریابی دهان‌به‌دهان دیجیتال (نظرات و توصیه‌های گردشگران در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌های رزرو) می‌تواند اعتماد مسافران را افزایش دهد.


استفاده از اینفلوئنسر مارکتینگ (همکاری با بلاگرها و اینفلوئنسرهای گردشگری) تأثیر زیادی در جذب مسافران دارد.


5. ایجاد اشتغال و کارآفرینی در روستا

آموزش بازاریابی دیجیتال به جوانان روستایی، فرصتی برای ایجاد کسب‌وکارهای آنلاین و کارآفرینی فراهم می‌کند.


افرادی که مهارت‌های بازاریابی دیجیتال دارند، می‌توانند به‌عنوان مدیر شبکه‌های اجتماعی، تولیدکننده محتوا و مشاور دیجیتال مارکتینگ برای کسب‌وکارهای محلی فعالیت کنند.


توسعه استارتاپ‌های گردشگری در حوزه رزرو آنلاین، فروش صنایع‌دستی و راهنمایی مجازی گردشگری، فرصت‌های شغلی جدیدی ایجاد می‌کند.


نتیجه‌گیری

آموزش بازاریابی دیجیتال به کسب‌وکارهای گردشگری در روستاها کمک می‌کند تا دیده شوند، درآمد بیشتری کسب کنند، تجربه بهتری برای گردشگران ایجاد کنند و در نهایت توسعه پایدار گردشگری روستایی را رقم بزنند. با سرمایه‌گذاری در این حوزه، می‌توان رونق اقتصادی، اشتغال‌زایی و جلوگیری از مهاجرت جوانان به شهرها را شاهد بود.

ضریب شرافت (Decency Quotient - DQ) و اهمیت آن در محیط اجتماعی و کاری


در دنیای امروز، علاوه بر ضریب هوشی (IQ) و ضریب هوش هیجانی (EQ)، مفهومی جدید به نام ضریب شرافت یا Decency Quotient (DQ) مطرح شده است. این مفهوم به میزان صداقت، انصاف، احترام و مسئولیت‌پذیری فرد در تعاملات اجتماعی و حرفه‌ای اشاره دارد.


DQ چیست و چرا اهمیت دارد؟


ضریب شرافت به توانایی فرد در رفتار محترمانه، منصفانه و اخلاقی در جامعه اشاره دارد. این مفهوم توسط راجیو سیریواستاوا (Rajeev Dubey) و برخی از اندیشمندان مدیریت و منابع انسانی مطرح شده است و امروزه در محیط‌های کاری و اجتماعی به عنوان یک معیار کلیدی برای سنجش شخصیت افراد شناخته می‌شود.


مولفه‌های اصلی ضریب شرافت (DQ)

 1. احترام به دیگران – رفتار مودبانه و رعایت حقوق دیگران

 2. صداقت و راستگویی – پرهیز از دروغ و فریبکاری

 3. مسئولیت‌پذیری اجتماعی – توجه به رفاه و منافع عمومی

 4. همدلی و درک احساسات دیگران – توجه به نیازهای عاطفی افراد

 5. عدالت و انصاف – برخورد منصفانه با دیگران در تمامی شرایط


نقش DQ در محیط کاری و اجتماعی

 • افزایش اعتماد و همکاری: افرادی که ضریب شرافت بالایی دارند، بیشتر مورد اعتماد همکاران و مدیران قرار می‌گیرند.

 • بهبود فرهنگ سازمانی: شرکت‌هایی که به DQ توجه دارند، محیط کاری سالم‌تری ایجاد می‌کنند.

 • کاهش تعارضات: رفتارهای شرافتمندانه باعث کاهش درگیری‌های اجتماعی و سازمانی می‌شود.

 • افزایش حس رضایت و انگیزه: کارمندان در محیطی که عدالت و احترام رعایت شود، انگیزه بیشتری خواهند داشت.


چگونه DQ خود را تقویت کنیم؟

 • تمرین گوش دادن فعال و احترام به نظرات دیگران

 • رعایت صداقت و شفافیت در گفتار و رفتار

 • مهربانی و همدلی با همکاران و اطرافیان

 • پذیرش اشتباهات و تلاش برای تصحیح رفتارهای نادرست


نتیجه‌گیری


ضریب شرافت (DQ) نقش مهمی در موفقیت فردی، اجتماعی و حرفه‌ای دارد. در دنیای مدرن، تنها داشتن مهارت‌های فنی یا هوش بالا کافی نیست؛ بلکه شخصیت اخلاقی و رفتار شرافتمندانه عامل کلیدی در شکل‌گیری یک جامعه و سازمان سالم است

روایت درخت گردوی روستای گردشگر برغان

در روستای تاریخی برغان، درختی کهنسال با شاخ و برگ‌های گسترده، سایه‌ای از تاریخ و فرهنگ این دیار را در دل خود نگه داشته است. این درخت گردو که عمرش را به صدها سال نسبت می‌دهند، نه تنها نشانه‌ای از طبیعت استوار منطقه است، بلکه پیوندی عمیق با سنت‌های وقف و نیکوکاری مردمان برغان دارد.

حکایت این درخت با مردی خیرخواه و اهل دل آغاز می‌شود که سال‌ها پیش، زمین حاصلخیز خود را وقف کرد تا رهگذران و نیازمندان از سایه و میوه‌های آن بهره‌مند شوند. این وقف که به نام "خوشه‌چینی" شناخته می‌شود، رسمی دیرینه در برغان است که بر اساس آن، هرکس در فصل برداشت می‌تواند از گردوهای افتاده بر زمین بهره ببرد، بی‌آنکه درخت دست‌خورده شود.

با فرا رسیدن فصل پاییز، هنگامی که نسیم خنک در میان شاخه‌های پرشکوه گردو می‌پیچد، مردمان روستا در اطراف درخت گرد می‌آیند. کودکان و کهنسالان، زنان و مردان، همه در کنار یکدیگر به خوشه‌چینی می‌پردازند. دانه‌های گردو که از دل زمین برمی‌خیزند، یادآور سنتی هستند که نسل به نسل حفظ شده است. هیچ‌کس حق تکان دادن درخت یا چیدن مستقیم میوه‌هایش را ندارد؛ چرا که این گردوها برای کسانی است که دستی در کشاورزی ندارند، برای رهگذران، برای نیازمندان، برای هرکس که از مسیر برغان گذر کند.

این درخت، فراتر از یک منبع محصول، نمادی از مهربانی و همدلی است. مردمان برغان باور دارند که این گردوی وقفی، برکت روستا را حفظ می‌کند و هر سال که بار می‌دهد، خیر و رحمت را به همراه می‌آورد. بسیاری از بزرگان منطقه نقل کرده‌اند که هر کس به نیت پاک و با احترام از این گردوها بردارد، روزی‌اش پربرکت‌تر خواهد شد.

درخت گردوی برغان همچنان ایستاده است، ریشه‌هایش در خاک تاریخ فرو رفته و شاخه‌هایش آسمان را لمس می‌کنند. صدای خش‌خش برگ‌های پاییزی زیر پای رهگذران، گواه آن است که رسم نیکوکاری همچنان زنده است. این درخت، رازی را در خود نهفته دارد؛ رازی که می‌گوید در سخاوت، جاودانگی نهفته است.



The Ancient Walnut Tree of Baraghan: A Legacy of Charity and Generosity

In the historic village of Baraghan, an ancient walnut tree stands tall with its vast branches spreading wide, carrying the echoes of history and culture within its shade. This tree, believed to be hundreds of years old, is not just a testament to the region’s enduring nature but also a profound symbol of the village’s traditions of charity and endowment (waqf).

The tale of this tree begins with a kind-hearted benefactor who, many years ago, dedicated his fertile land as an endowment, ensuring that travelers and the needy could benefit from its shade and fruit. This tradition, known as "Khosheh-Chini" (Gleaning), is an age-old custom in Baraghan, allowing anyone during the harvest season to collect fallen walnuts from the ground without disturbing the tree itself.

As autumn arrives, and the cool breeze rustles through the tree’s majestic branches, the villagers gather around it. Children and elders, men and women, all come together to participate in Khosheh-Chini. The walnuts lying on the ground are a reminder of a tradition that has been preserved for generations. No one is allowed to shake the tree or pick the fruit directly, as these walnuts are meant for those without farmland, for travelers, for the needy, and for anyone passing through Baraghan.

This tree is more than just a source of harvest—it is a symbol of kindness and solidarity. The people of Baraghan believe that this endowed walnut tree brings blessings to the village, and each year, as it bears fruit, it spreads prosperity and goodwill. Many of the village elders tell stories of how those who collect walnuts with pure intentions and respect receive abundant blessings in return.

The walnut tree of Baraghan still stands strong, its roots deeply embedded in history and its branches reaching towards the sky. The gentle rustling of autumn leaves beneath the feet of passersby whispers a timeless truth—that the spirit of generosity never fades. This tree holds a secret within its ancient trunk: in giving, there lies eternity.


چه مشکلی دارد که همه دربارۀ همه‌چیز نظر بدهند؟

Ø     هر کس چندوقتی در شبکه‌های اجتماعی پرسه زده باشد، با ‌پدیده‌ای عجیب و باورنکردنی مواجه شده است: «همه دربارۀ همه‌چیز حرف می‌زنند». مسئله وقتی ترسناک‌تر می‌شود که نه‌تنها این کار نهی نمی‌شود، بلکه تحت فشار عمومی، از آن‌هایی که چنین کاری نمی‌کنند هم خواسته می‌شود که دربارۀ هیچ موضوعی ساکت نباشند و نظرشان را بگویند. اگر مقاومت کنند و حرفی نزنند هم با تعابیری مثل «ترسو»، «بی‌مسئولیت» یا «محافظه‌کار» تنبیه می‌شوند. جراد هندرسن، پژوهشگر فلسفه، می‌گوید باید فکری به حال این وضعیت بکنیم.

Ø     هندرسن می‌گوید فقط این فشار بیرونی نیست که ما را ترغیب یا مجبور می‌کند که دربارۀ همه‌چیز حرف بزنیم، بلکه بخش مهمی از این فشار، درونی شده است: خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم که دربارۀ هر اتفاقی موضعی دارند و به خودمان می‌گوییم چرا ما موضع نگیریم؟

Ø     بااین‌حال، نتیجۀ این فرایند واقعاً مأیوس‌کننده است. واقعیت این است که وقتی تلاش می‌کنیم دربارۀ هر چیزی نظر بدهیم، چاره‌ای نداریم جز اینکه مزخرف ببافیم. و وقتی در سطح جمعی همه همین‌کار را می‌کنند، کل فضای عمومی پر می‌شود از مزخرفات. آن‌وقت اگر بخواهی از حقیقتِ موضوعی سر در بیاوری، تقریبا امکان ندارد بتوانی موفق شوی. هندرسن برای توصیف این وضعیت، از نظریۀ مشهور هری فرانکفورت دربارۀ «مزخرفات» استفاده می‌کند. مزخرف چیزی است خارج از دوگانۀ حقیقت و دروغ.

Ø     فرانفکورت می‌گوید مزخرف از «عدم توجه» آب می‌خورد. موقعیتی که مسئله دیگر حقیقت‌داشتن، یا حقیقت‌نداشتن نیست، بلکه از اساس حقیقت بی‌اهمیت است. از این جهت بین مزخرف‌گو و دروغ‌گو تفاوتی هست: برای دروغ‌گو حقیقت اهمیت دارد، هرچند انکارش می‌کند. اما برای مزخرف‌گو صدق و کذب فرقی با هم ندارند.

Ø     اگر می‌خواهید بهتر بفهمید سازوکارِ مزخرفات چطور است، به کلمۀ «وایب» که این روزها خیلی مد شده است توجه کنید. وقتی آدم‌ها در شبکۀ اجتماعی حرف می‌زنند، دیگر به درست‌بودنش فکر نمی‌کنند؛ همه‌چیز فقط وایب است. وقتی آدم‌ها چنین کاری می‌کنند، عملاً خودشان را در لاکی محافظ قرار می‌دهند که از هر انتقادی مصون است. اگر از آن‌ها بپرسی بر چه مبنایی حرف می‌زنند، لبخندزنان جواب می‌دهند: «چرا من رو جدی می‌گیری؟ من خودمم خودم رو جدی نمی‌گیرم!».

Ø     مزخرف‌گوها ظاهراً آسیبی به ما نمی‌زنند، صرفاً بامزه و سرگرم‌کننده‌اند. اما در واقع هزینۀ سنگینی بابت کارشان پرداخت می‌کنیم: «به آن‌ها عادت می‌کنیم.» و با عادت‌کردن به راه و رسم آن‌ها، به آدم‌های بدتری تبدیل می‌شویم. این خطر جدی است و ای بسا لازم باشد فعالانه در برابر آن مقاومت کنیم.

Ø     هندرسون می‌گوید باید برای خودمان مقرراتی سختگیرانه بگذاریم تا از وسوسۀ فراگیر مزخرف‌گویی جان به در ببریم. روش پیشنهادی او «کوچک‌فکرکردن» است. کوچک‌فکرکردن یعنی تمرکز بر یک موضوع مشخص و تلاش برای سردرآوردن از حقیقتِ آن. باید مثل آدم‌هایی رفتار کنیم که حقیقت را جدی می‌گیرند، یعنی شواهد جمع می‌کنند، به جزئیات استدلال‌ها توجه می‌کنند و تمام ارجاعات را بررسی می‌کنند و از همه مهم‌تر، دربارۀ چیزهایی که نمی‌دانند، حرف نمی‌زنند. حتی اگر این کار باعث شود برچسب بخورند و از جمعِ آدم‌های باحال کنار گذاشته شوند.

Ø     آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «این روزها اهمیت‌دادن به حقیقت کاری افراطی به شمار می‌رود» که در سی‌وسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۱۸ آذر ۱۴۰۳ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ جراد هندرسن است و محمد مهدی‌پور آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخۀ کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید.

 

کاهش رفتار غیرمتمدنانه در گردشگری با رویکرد طراحی رفتار

در بازه زمانی شکل‌گیری گردشگری نوین و حتی قبل از آن ، برخی از گردشگران بعنوان افرادی با رفتارهای مخرب، ناایمن و ناپایدار شناسایی شده اند. چنین رفتارهایی باعث ناراحتی سایر گردشگران، هزینه جوامع، کاهش سودآوری کسب و کار و آسیب رساندن به زندگی در سراسر سیاره می شود. بنابراین همواره دست اندرکان و پژوهشگران در تلاش برای کاهش این پیامدهای منفی بوده اند و به نتایج متفاوتی دست یافته اند ولی راه حل های بدست آمده همیشه موفق نبوده و نیازبه ابداع روش های خلاقانه تری ا ست.


روش‌های متعددی در زمینه طراحی رفتار در گردشگری  مطرح شده است که در اینجا چند روش به اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد..

در اولین روش طراحی رفتار تلاشی فعال برای تأثیرگذاری عمدی و مؤثر بر رفتار انسان است. تعدادی از دانشمندان علوم رفتاری از جمله مازلو مینتر و بکمن وبری معتقدند اقتصاد رفتاری و فناوری متقاعدکننده،  توضیحی در مورد اینکه چگونه محیط نقش مهمی در تأثیرگذاری بر طیف وسیعی از رفتارهای انسانی ایفا می‌کند و همچنین زمینه‌هایی را  که رفتارها در آن رخ می‌دهند را فراهم می‌کند. آنها معتقدند که زمینه‌ها (شامل محیط فیزیکی و موقعیتی، فرهنگ، تاریخ و غیره) مبنایی برای معنا و اهمیت نقش‌ها و رفتار فراهم می‌کنند.

آنها معتقدند طراحی رفتاری طبیعی با دو آرایه و یک همبستگی همراه است شامل 1- مجموعه ای از رفتارها 2-  مجموعه ای از شرایط، و همبستگی بین دو آرایه به گونه ای است که یک رفتار خاص در یک شرایط خاص به کار گرفته می شود. بنابراین، طراحی در مورد تطبیق شکلی از رفتار با شرایطی است که در آن رفتار هدف معمولاً به کار می‌رود.



در دومین نظریه محققین علم طراحی اصول رفتارگرایی را به کار گرفته تا رفتار انسان را با محیط مرتبط کند. نظریه‌های شرطی شدن عامل اسکینر و و نظریه یادگیری اجتماعی باندورا اصل اساسی شرطی‌سازی عامل بیان می کنند که رفتاری که تقویت می شود (پاداش) تمایل به تقویت یا تکرار دارد، در حالی که رفتاری که تقویت نمی شود (نادیده گرفته یا مجازات می شود) تمایل به ضعیف شدن یا خاموش شدن دارد.

 بنابراین بکارگیری این اصول به طراحی شرایط برای تقویت رفتار، به شکل دهی و اصلاح رفتار کمک می‌کند. به عنوان مثال، به منظور شکل دادن به رفتار بسیار پیچیده شرایط لازم برای دریافت پاداش را یک قدم به رفتار هدف نزدیکتر کنید (یعنی تقریب متوالی). از سوی دیگر، نظریه یادگیری اجتماعی، بیان می‌کند که رفتار از طریق مشاهده رفتار دیگران (یعنی مدل‌ها) از محیط آموخته می‌شود. انسان ها پردازشگر اطلاعات فعالی هستند که به رابطه بین رفتار خود و پیامدهای آن فکر می کنند. طراحان معتقدند برای شکل دهی به رفتار گردشگران ابزار درمان‌ها (یعنی پاداش‌ها یا تنبیه‌ها) که بر اساس عملکرد واقعی ارائه می‌شوند، در ایجاد تغییرات رفتاری قوی‌ترین هستند.



در سومین نظریه  به طراحی معماری فضای‌های گردشگری پرداخته شده است. در این روش محققین با استفاده  از  شیوه‌های اولیه طراحی گردشگری (یعنی نشات گرفته از حوزه برنامه‌ریزی منطقه‌ای، طراحی شهری و معماری)، طراحی برای تجربیات گردشگری شامل تغییر محیط فیزیکی (مانند مکان‌های توریستی، محیط‌های ساخته شده)، دستکاری عناصر طراحی (به عنوان مثال. فرم‌ها، طرح‌بندی‌ها) به روش‌هایی که گردشگران را به استقرار یا خودداری از اعمال رفتارهای خاص مشروط می‌کند.

به عنوان مثال، یکی از محققین (گان) دستورالعمل‌ها و اصولی را برای طراحی منظره تعطیلات، جاذبه های گردشگری مختلف، چه طبیعی و چه تجاری، ارائه می دهد که تجربه بازدیدکنندگان را افزایش می دهد و یکپارچگی طبیعی محیط را حفظ می کند. این دستورالعمل‌ها طرح‌بندی ساختمان‌ها و پیکربندی‌های مختلف سایت‌های تفرجگاه گردشگری را پیشنهاد می‌کنند که منجر به نتایج رفتاری متفاوتی در بین بازدیدکنندگان می‌شود.

وی معتقد است گروه‌بندی ساختمان‌ها در اطراف یک فضای جمعی، بازدیدکنندگان را تشویق می‌کند تا در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنند، در حالی که قرار دادن آنها جدا از یکدیگر، فعالیت‌های اجتماعی را محدود می‌کند و به تشدید احساس انزوا و انحصار کمک می‌کند. علاوه بر این، علامت‌گذاری مسیرهای پیاده‌روی (به‌عنوان مثال با علائم، نرده‌ها، خطوط) جلوه‌ای از طراحی برای تنظیم جریان حرکت گردشگران و محدود کردن پایمال شدن مناطق حفاظت ‌شده است.


به طور مشابه، اصطلاحات فضای خدمات و اتمسفر برای نشان دادن تنظیمات (اغلب آگاهانه طراحی شده) که در آن رفتار مصرف خاصی رخ می دهد، محققین سه بعد فضای خدماتی را پیشنهاد می کند: (1) شرایط محیطی، (2) چیدمان و عملکرد فضایی، و (3) علائم، نمادها و مصنوعات.

آنها معتقدند بایستی ابعاد محیطی را به ابعاد فیزیکی، اجتماعی، نمادین اجتماعی و طبیعی گسترش داد. طراحی برای رفتار مصرف مطلوب (مثلاً خرید بیشتر، بیشتر ماندن)، بنابراین، شامل دستکاری در این ابعاد فضای خدمات، ایجاد شرایط، زمینه ای است که مصرف کنندگان با یک عمل به آن پاسخ می دهند.



بر اساس نظریه‌های فوق، مجموعه‌ای از اصول راهنما برای طراحی تجربه گردشگری پیشنهاد می‌شود.  قبل از هر چیز، شناسایی مشکلات طراحی، رفتار هدفی که به عنوان وسیلهای برای دستیابی به هدف کلی ایجاد تجربیات گردشگری معنادار برای گردشگران موثر باشد، برای مقاصد گردشگری ضروری است.


 برای انجام این کار، طراحی با انتخاب نتایج هدف مناسب برای هر دو طرف شامل گردشگران (در سطوح فردی و اجتماعی) و مقصد گردشگری شروع می‌شود. سپس رفتار هدف باید از طیفی از اقدامات احتمالی که گردشگران می توانند انجام دهند شناسایی شود تا  در نتیجه به کارآمدترین راه دست یابند.


 طراحی مفهومی از طریق درک عمیق گردشگران و رفتار آنها، قابل هدایت است.  این طراحی باید یا با هدف تقویت رفتاری (به عنوان مثال، تسهیل) و یا مداخله رفتاری (یعنی تغییر الگوهای اقدامات) همراه باشد. در طراحی باید در نظر داشت آیا رفتار هدف نیاز به تغییر آهسته دارد (مثلاً. ، رفتار برنامه ریزی سفر درازمدت) یا اقدامات فوری (مانند تصمیم گیری در محل) و ....  است.


نهایتا باید گفت رفتار غیرمتمدنانه برخی از گردشگران مشکل مهمی است که صنعت گردشگری با آن مواجه است. رفتار غیرمتمدنانه گردشگری به این معنی است که گردشگران از هنجارهای اجتماعی پیروی نمی کنند و در روند سفر به فعالیت های منفی می پردازند. بنابراین طراحی رفتاری باید در جهت دستیابی به اهدافی باشد که شامل تمام جنبه های یک تجربه است. طراحی تجربه گردشگری شامل فناوری اطلاعات و ارتباطات در مورد طراحی سیستم‌های فن‌آوری است که هم بدون زحمت (ساده) و هم لذت‌بخش (انگیزاننده) برای گردشگران و در القای رفتار هدف مؤثر است.