در مورد اینکه رفتار سازمانی یک علم است یا نه ؟ دو نوع تفکر وجود دارد که ذیلا" به آنها اشاره می شود.
نظریه اول
رفتار سازمانی به انگلیسی:( Organizational Behavior)
مطالعهٔ تأثیر افراد، گروهها و ساختارها بر رفتار در یک سازمان است که هدف آن، به کار بردن این دانش برای بهبود کارایی سازمان است.
رفتار سازمانی علم
مطالعه و کاربرد دانش دربارهٔ نحوه برخورد مردم،
افراد و گروهها در سازمانها میباشد. این کار با رویکرد سیستمی انجام میشود.
یعنی روابط بین مردم و سازمانها را در ارتباط با کل افراد، گروهها، سازمانها و
سیستمهای اجتماعی تشریح مینماید و هدف آن دستیابی به اهداف انسانی سازمانی و
اجتماعی با ایجاد روابط بهتر میباشد
.
سازمان برپایه فلسفه مدیریت، ارزشها، بینش و اهداف میباشد و این عناصر خود از فرهنگ سازمانی که ترکیبی از سازمان رسمی و غیررسمی و محیط اجتماعی است نشات میگیرند. اصولاً رفتار سازمانی دارای ۳ مولفه است: بررسی تأثیر رفتار افراد بر فرد - بررسی تأثیر رفتار گروهها بر فرد - بررسی تأثیر سیستمهای سازمان بر فرد (رابینز(
بهطور کلی اهداف رفتار سازمانی شامل: «توصیف«، »فهمیدن»، «پیش بینی» و «کنترل» میباشد؛ که این چهار هدف از اهداف اساسی علم نیز میباشد.
توصیف:
اولین هدف رفتار سازمانی این است که بداند افراد در شرایط مختلف چگونه رفتار میکنند.
شناخت:
دومین هدف رفتار سازمانی این است که آنچه را افراد انجام میدهند بفهمند و درک نمایند.
پیش بینی:
روابط علت و معلولی در سازمانها را بررسی میکند و رفتار آتی کارکنان را براساس قابلیتهای افراد پیشبینی میکند.
کنترل:
هدف نهایی رفتار سازمانی است.
کنترل رفتار کارکنان و گروهها در جهت هرچه بهتر شدن نتیجه عملکرد سازمان.
نظریه دوم
اگر چه راحت نمیتوان به چنین سوالی جواب داد، اما اگر بخواهیم کمی راحت برخورد کنیم، باید بگوییم که نه! مدیریت رفتار سازمانی یک علم مستقل نیست.
به معنایی که فیزیک و شیمی و روانشناسی و جامعه شناسی و فلسفه و مهندسی الکترونیک علم هستند، نمیتوان مدیریت رفتار سازمانی را یک علم در نظر گرفت. اکثر رشتههای علمی، از رشتههای دیگر مطالب و یافتههای مختلف را قرض میگیرند و مورد استفاده قرار میدهند. اما معمولاً بخشهایی از آن علوم هم، به خودشان اختصاص دارد.
مدیریت رفتار سازمانی، چیز چندانی از خودش ندارد!