آسیب شناسی سازمانی، فرایند استفاده از مفاهیم و روشهای علوم رفتاری، بمنظور تعریف و توصیف وضع موجود سازمانها و یافتن راههایی برای افزایش اثربخشی آنها میباشد (AFUAH, A. 2004).
آسیب شناسی بر پایه اطلاعات جهت تجزیه و تحلیل و شناخت دقیقتر ساختار، تعاملات، رویه عملها و روشها، سبکهای مدیریتی و سایر عناصر سیستم چاره جو، لازم و ضروری است. به عبارتی، آسیب شناسی، تشخیص مسئله و کانون علمی آن جهت تعیین اقدامات لازم بمنظور بهسازی عملکرد سازمانی امری است پایه ای و اساسی. آسیب شناسی نیازمند نگرشی سیستماتیک و منظم به کل فرایند است و هدف آن تشخیص ماهیت و نوع مسئله ای است که بروز نموده، نیاز به حل دارد (برومند، ۱۳۸۰(.
اﻧﻮاع اﻟﮕﻮﻫﺎی آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟
1. ﻣﺪل ﻫﻔﺖ ﺑﻌﺪی واﯾﺰﺑﺮد (Weisbord)
2. ﻣﺪل ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ(HRD)
3. ﻣﺪل آﺳﯿﺐ ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻫﺎرﯾﺴﻮن (Harrison)
4. ﻣﺪل ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺳﻪ ﺷﺎﺧﮕﯽ (ساختاری، زمینهای و رفتاری)
5. مدل چهار فریمی.
6. مدل S7 مککنزی. 7S MCKINSEY
ﻣﺪل 7ﺑﻌﺪی واﯾﺰﺑﻮرد
اﯾﻦ ﻣﺪل ﻧﮕﺮﺷﯽ نظاممندی را ﺟﻬﺖ ﺷﻨﺎﺧﺖ دﻗﯿﻖﺗﺮ ﺳﺎزﻣﺎن و ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮای ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻼت و ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ اراﯾﻪ ﻣﯽدﻫﺪ. واﯾﺰﺑﻮرد ﺑﺮای ﺑﺮرﺳﯽ و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺣﻮزه ﻫﺎی آﺳﯿﺐ ﭘﺬﯾﺮی و ﻣﺴﺄﻟﻪ ﯾﺎﺑﯽ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ ﻫﻔﺖ بعد را پیشنهاد نموده است که عبارتند از:
1) اهداف(Purposes): در چه کسب و کاری قرار داریم؟
2)ساختار(Structure): چگونه کار را میتوان تقسیم کرد؟
3) روابط(Relationship): چگونه تعارضات میان افراد را با فناوریهای خود، مدیریت کنیم؟
4) پاداش(Reawards): آیا انگیزهای برای انجام دادن تمام چیزهایی که نیاز است انجام شود، وجود دارد؟
5)رهبری(Leadership): آیا کسی هست که این بعدها را در حالت تعادل قرار دهد؟
6) مکانیزمهای مفید(Helpful Mechanism): آیا به اندازۀ کافی فناوریهای هماهنگ و سازماندهی کننده داریم؟
7) محیط سازمان(Environment) : آیا به اندازۀ کافی فرصتها و تهدیدهای محیط سازمان را تجزیه و تحلیل کردهایم؟
مدل S7 مککنزی.
گروه مشاوران مک کینزی با در نظر گرفتن هفت عامل که نام همه آنها با حرفS آغاز می شود ، مدلی را برای ارزیابی سازمان ها ارائه کرده است. این کار ابتدا توسط واترمن ، پیترز و فیلیپس (۱۹۸۰) چارچوبی برای نگرش و بررسی سازمان ارائه گردید .
آنها معتقد بودند که تغییر و حرکت سازمانی متأثر از تعامل میان هفت بعد:
ساختار(structure)،
استراتژی(strategy)،
سیستمها(system)،
شیوه ی مدیریت(style)،
کارکنان(staff)،
مهارتها(skill)،
ارزشهای مشترک(shared values)
و آن رامدل s7 نامیدند.
از آنجایی که پژوهش آنها در شرکت بنیاد مشاوران مک کینزی انجام شد به 7S مک کینزی نیز مشهور است .
مدل آسیب شناسی عمومی :
این مدل آسیب شناسی توسط لیکرت )۱۹۶۷( پایه گذاری شده است. این مدل عمومی متغیرها را در ۳ دسته عوامل اثربخشی سازمانی متمایز طبقه بندی میکند.
متغیرهای علّی،
متغیرهای مداخله ای
و متغیرهای بروندادی
.
بر اساس این مدل عملکرد سازمانی بدین ترتیب است که متغیرهای علّی بر متغیرهای مداخله ای تأثیر گذاشته و در نهایت متغیرهای بروندادی را تحت تأثیر خود قرار میدهد.
· متغیرهای علی در این مدل شامل ساختار سازمانی و اهداف هستند.
· متغیرهای مداخله ای شامل انگیزش، انتظارات، ادراکات نسبت به سازمان و مدیریت هستند که نتیجه نهایی آن رضایت شغلی کارکنان است.
· متغیرهای بروندادی آیتم های استفاده شده برای قضاوت در مورد عملکرد سازمان است. نمونه های از متغیرهای بروندادی شامل منابع مورد نیاز، سود ایجاد شده، منافع سازمان، ماشین آلات و رشد اقتصادی است.
· مدیران سازمان برای اینکه بتوانند تأثیر مناسبی بر عوامل مداخله ای و بروندادها داشته باشند، می بایست تغییراتی را بر عوامل علی که برای سازمان مشکل ساز هستند، ایجاد کنند. نکته مهم این است که عوامل مداخله ای و بروندادها به طور مستقیم قابل دستیابی نیستند. برای تغییر در بروندادها میبایست متغیرهای علی مناسب را که تأثیرگذار و متعامل با متغیرهای مداخله ای هستند، دستکاری نمود. اغلب مدلهای ارائه شده تا کنون با روشها و متغیرهای متفاوتی که ارائه کردند برگرفته از این مدل عمومی هستند (گریگوری و همکاران، ۲۰۰۷).
· توجه به کیفیت زندگی کاری با هدف کم کردن آسیب پذیری ها و کاهش استرس شغلی جزو برنامه های خاصی است که در مدیریت، توجه خاصی به آن مبذول شده است. براین اساس زمانی که از امور مربوط به حفظ و نگهداری کارکنان در یک سازمان صحبت می شود لازم است ابعاد گوناگون و پیچیده ای که نیازهای فردی، گروهی و سازمانی را به وجود میآورد و تفاوت های فردی و گروهی در بررسی شرایط کار یا کیفیت مورد توجه قرار گیرد (میرسپاسی، ۱۳۸۱).