شاهوار

«فَالمُدَبِّراتِ أَمراً» «پس سوگند به تدبیر کنندگان کارها.»

شاهوار

«فَالمُدَبِّراتِ أَمراً» «پس سوگند به تدبیر کنندگان کارها.»

«عادت به رنج»


«عادت به رنج» یکی از مضامین مهمی است که در روان‌شناسی کارل گوستاو یونگ بارها به آن اشاره شده است، هرچند او این عبارت را دقیقاً به همین شکل استفاده نکرده باشد. یونگ این پدیده را گرایش ناآگاه انسان به تکرار الگوهای دردناک می‌دانست؛ الگوهایی که اغلب از سایه، عقده‌ها و تجربه‌های حل‌نشده دوران کودکی سرچشمه می‌گیرند.

. سایه و دلبستگی به رنج

از دید یونگ، بخش‌هایی از شخصیت که سرکوب شده‌اندترس‌ها، خشم، ضعف‌ها، میل‌ها و زخم‌هادر «سایه» قرار می‌گیرند.

وقتی فرد سایه را نمی‌شناسد، ناخودآگاه او را به سمت موقعیت‌هایی می‌برد که رنج گذشته را بازتولید می‌کنند.

چرا؟

چون روان سعی می‌کند چیزی را که سرکوب شده، به آگاهی بیاورد.

یعنی رنج تکرار می‌شود تا دیده شود.

۲. عقده‌ها و الگوهای رنج

عقده‌ها از نظر یونگ توده‌هایی از انرژی روانی هستند که با هیجانات حل‌نشده گره خورده‌اند.

وقتی عقده فعال شود، فرد ممکن است:

همان روابط دردناک را دوباره انتخاب کند

همان اشتباهات را تکرار کند

 در نقش قربانی باقی بماند

یونگ این را اجبار به تکرارِ ناخودآگاه می‌دید.

۳. رنج به‌مثابۀ راهی برای معنا

در نگاه یونگ، رنج فقط چیزی منفی نیست.

او معتقد بود رنج، راهی برای آگاهی و فردیت‌یابی است.

اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد به رنج خو بگیرد و آن را بخشی از هویت خود بداند.

او می‌گوید:

« تا وقتی ناآگاه هستی، سرنوشت تو را هدایت می‌کند و تو نامش را تقدیر می‌گذاری».

یعنی فرد ممکن است فکر کند “جای من همین جاستدر رنج”، در حالی که این یک الگوی ناآگاه است.

۴. چرا انسان به رنج معتاد می‌شود؟

بر اساس تفسیر یونگی:

آشنایی = امنیت

حتی اگر تجربه تلخ باشد، چون آشناست، روان احساس می‌کند قابل پیش‌بینی است.

هویت‌یابی با رنج

بعضی‌ها ناخودآگاه فکر می‌کنند:

«من کسی نیستم بدون زخم‌هایم».

ترس از رشد

شفا یافتن یعنی تغییر کردن، و تغییر، انرژی عظیمی می‌طلبد. روان ترجیح می‌دهد در وضعیت آشنا—even if painful—بماند.

۵. چگونه از این چرخه بیرون می‌آییم؟ (به سبک یونگ)

۱)  شناخت سایه دیدن بخش‌های تاریک خود بدون قضاوت

۲)  آگاه‌سازی عقده‌ها فهمیدن نقاطی که در آن‌ها بیش‌ازحد واکنش نشان می‌دهیم

۳ ( رویارو شدن با رنج، نه فرار از آن رنجی که دیده می‌شود، تکرار نمی‌شود

۴(  معنابخشی یافتن معنای فردی و مسیر شخصی (فردیت‌یابی)

کارل یونگ ، فراخوان روح (Calling of the Soul)


کارل یونگ ، فراخوان روح (Calling of the Soul)

فراخوان روحCalling of the Soul) ) یکی از عمیق‌ترین مفاهیم در روان‌شناسی تحلیلی کارل یونگ است.

یونگ این مفهوم را «صدای درونی که انسان را به مسیر واقعی  زندگی دعوت می‌کند» می‌دانست؛

 صدایی که از ناخودآگاه عمیق، از آرکتایپ‌ها و از خودِ حقیقی (Self) می‌آید.

فراخوان روح چیست؟

فراخوان روح پیام یا ندای درونی‌ای است که انسان را به سمت مسیری هدایت می‌کند که باید در آن تبدیل به خودش شود،  نه آنچه دیگران از او می‌خواهند.

این فراخوان معمولاً خودش را در قالب‌های زیر نشان می‌دهد:

اضطراب یا احساس نارضایتی از مسیر فعلی این حالت نه بیماری است، نه ضعف، 

بلکه نشانه‌ای است که «روح» به شما می‌گوید مسیر اشتباهی را می‌روید.

اشتیاق شدید به کاری که مدت‌ها سرکوب شده

مثلاً

نوشتن، موسیقی، کمک به دیگران، سفر، خلوت، طبیعت، یا هر چیزی که «حقیقی‌تر» از زندگی فعلی‌تان است.

رؤیاهای تکرارشونده یا نمادهای خاص

یونگ می‌گفت ناخودآگاه از طریق رؤیاها پیام مسیر درست زندگی را ارسال می‌کند.

دردهای بدون دلیل (روانی-جسمانی)

یونگ آن را «فریاد آگاه‌نشدهٔ روان» می‌نامید.

چرا فراخوان روح اتفاق می‌افتد؟

زیرا:

روح ما همیشه در حال تلاش است تا ما را از «پرسونا» (نقاب اجتماعی) به «خویشتن واقعی» هدایت کند.

انسان زمانی فراخوان روح را تجربه می‌کند که:

مدام برای خوشایند دیگران زندگی می‌کند

از استعدادها و میل‌های درونی فاصله گرفته

به «سایه» و نیازهای سرکوب‌شده بی‌توجه شده

مسیر شغلی، رابطه‌ای یا ارزش‌هایش با خودش همخوانی ندارد

نشانه‌های فراخوان روح

یونگ این نشانه‌ها را «علامت‌های مسیر فردیت‌یابی» می‌دانست:

1) احساس می‌کنید زندگی‌تان معنای واقعی ندارد

2) احساس می‌کنید در نقطه‌ای گیر کرده‌اید

3) از چیزی رنج می‌برید که نمی‌دانید دقیقاً چیست

4) تمایل شدید به تغییر یا شروع مسیر جدید

5) کشش به چیزهایی که همیشه به آن‌ها توجه نمی‌کردید

6) یک اتفاق بزرگ یا بحران) طلاق، بیماری، شکست، دلسردی که روح را بیدار می‌کند

7)  رؤیاهای شدیداً نمادین  خصوصاً رؤیای:  سفر، خانه‌های قدیمی، آتش، آب، مرگ و تولد

فراخوان روح شما را به چه چیزی دعوت می‌کند؟

به گفته یونگ:

روح از ما می‌خواهد آنچه هستیم بشویم.

این فراخوان ممکن است شما را به سمت: تغییر شغل

شروع یک مسیر هنری

درمان زخم‌های دوران کودکی

جدایی از رابطه‌ای فرساینده

کوچ‌کردن

خلوت با خود

مطالعه معنوی

خدمت به دیگران

ساختن یک هویت مستقل هدایت کند.

اگر فراخوان روح را نادیده بگیریم چه می‌شود؟

یونگ معتقد بود:

نادیده گرفتن این فراخوان باعث می‌شود روان به شکل‌های سخت‌تر و دردناک‌تر هشدار بدهد.

مانند:

افسردگی

خشم‌های بی‌دلیل

حمله‌های اضطرابی

فرسودگی روحی

احساس پوچی

فرار به کار زیاد، اعتیاد، مصرف‌گرایی

سرد شدن از زندگی

پاسخ دادن به فراخوان روح یعنی چه؟

یعنی:

شروع گفت‌وگو با ناخودآگاه

نزدیک‌شدن به خود اصیل

توجه به رؤیاها، خلاقیت‌ها، صداهای درونی

شجاعت برای تغییر

پذیرش سایه‌ها و زخم‌ها

انتخاب مسیری که روح‌تان از آن تغذیه می‌شود

در نهایت یعنی:

حرکت به‌سوی فردیت‌یابی (Individuation)

فرایندی که یونگ آن را مهم‌ترین وظیفه روان انسان می‌دانست.