صفحهی 14 نوشته بود؛
"بیشتر از اینکه از شکست بترسید، از
حسرت باید بترسید. داشتن این احساس موقع نگاه کردن به گذشته و گفتن این جمله که
«چی میشد اگه..» شما رو بدتر از احساس«تلاش کردن اما شکست خوردن» عذاب خواهد داد".
صفحهی 20 اون نوشته بود؛
"اگه اون میزان زمانی رو که تا الان
جلوی تلویزیون (و اینستاگرام) نشسته بودیم و نمایش تواناییهای آدمهای دیگه رو
تماشا میکردیم، روی خودمون سرمایهگذاری کرده بودیم، تو زندگی خیلی جلوتر بودیم".
صفحه 34 نوشته بود؛
"قانون هفتاد درصد میگه؛ وقتی 70% مطمئن
شدید که تو کاری موفق میشید، اون کار رو شروع کنید. اطمینان 100% هیچوقت وجود
نداره و تا زمانی هم که کاری رو امتحان نکنید، متوجه نمیشید که اون کار درسته یا
نه!.تنها راهی که میتونید از طریق اون به انضباط برسید عمل مستمره".
صفحهی 48 نوشته بود؛
"یه قانون دیگه هم داریم به اسم قانون ۴۰ درصدی که میگه؛ وقتی ذهن به بدن میگه
که خسته شده، ما فقط به ۴۰ درصد از
تواناییهامون رسیدیم. تو این مرحله، این به عهدهی شماست که باور کنید هنوز ۶۰ درصد دیگه از توانتون باقی مونده یا
نه…واس عبور از آستانهی ۴٠ درصد باید درد ذهنی و جسمی که در اون لحظه تحمل میکنید بپذیرید.
صفحهی 51 نوشته بود؛
" تکرار کردن، رمز موفقیته. وقتی که عملی
رو بارها و بارها تکرار میکنید، دیگه وقتتون رو صرف کلنجار رفتن سر اینکه انجام
دادن یا ندادن اون کار برای موفقیتتون ضروریه تلف نمیکنید. درست مثل مسواک زدن
که واسه انجامش فکر نمیکنید و فقط اجراش میکنید"...
صفحهی 55 نوشته بود؛
"تحقیقات میگن که هرچی بیشتر با چیزی
آشنا بشید، چه یک مهارت باشه یا یک موضوع، احتمال اینکه ادعا کنید تو اون زمینه یه
فرد متخصص هستید کم میشه. به عبارت دیگه هرچه بیشتر وارد یه کار بشید بیشتر درک میکنید
که چیزای زیادی واسه یادگیری در مورد اون وجود داره".
صفحهی 67 نوشته بود؛
"یه کلاس ورزش میرم، یه برنامهی غذایی
سالم رو شروع میکنم، پول پسانداز میکنم، سیگار رو میذارم کنار. لیست اهدافی که آدما تو اول سال
جدید واسه خودشون تعیین میکنن بیپایانه، اما چه تعداد از اونها واقعاً محقق
میشه!؟…دکتر نورکراس استاد دانشگاه پنسیلوانیا
برسی کرد دید؛ کمتر از ده درصد...
صفحهی 89 نوشته بود؛
"اگه رسیدن به اونچه که تو زندگی میخواید
آسونه، به احتمال قوی چیز ارزشمندی نیست. رسیدن به رؤیاهای بزرگ به زمان نیاز
داره. چیزی به اسم موفقیت یک شبه نداریم. هر آدم موفقی که میبینید واسه رسیدن به
نقطهای که امروز در اون وایستاده، کشمکشی جدی رو تجربه کرده…
صفحهی 92 نوشته بود؛
"زندگی شبیه یه آموزشگاهه و ما همیشه در
حال یادگیری و رشد هستیم. به بهانه فارغالتحصیل شدن از مدرسه یا دانشگاه، نباید
کسب دانش رو کنار گذاشت".
صفحه 109 نوشته بود؛
"به خودتون یادآوری کنید که چیزی به اسم "تمام و کمال" وجود نداره. همه آدمها نقص دارن و این موضوع یک حسنه، چرا که به اون معنیه که همیشه یه جای پیشرفت وجود داره".
1) کسانی که به فکر توسعه ایران هستند، اول باید خودشان توسعه یافته باشند. به تعبیر خود او، برای توسعه ایران نیازمند یک مجموعه قابلقبول از الیت ( elite نخبگان فکری و ابزاری) هستیم. کسانی که قدرت محاسباتی و تعاملاتی بالایی دارند، میتوانند تصمیمسازی و تصمیمگیری درست انجام دهند، به مناسبات جهانی مسلط هستند و در کل توانمندیهای شخصی بالایی دارند. او یکی از دلایل توسعهنیافتگی ایران را عدم وجود الیتهای متشکل، منسجم و موثر میداند.
۲)کسانی که به صورت بلندمدت به فکر ایران هستند، اول باید خودشان نگاه و افق بلندمدت داشته باشند. نمیشود برای ۱۰ تا ۳۰ سال آینده ایران سخن بگویی اما افق فکری خودت از یک هفته تجاوز نکند. او از دیرباز، «شخصیت ایرانی» را یکی از دلایل توسعهنیافتگی میداند.
او در یکی از مقالههایش نوشته است: «توسعه، انسان ویژه میخواهد. نمیتوان هم توسعه را خواست و هم نامنظم بود. توسعهیافتگی؛ ذهن علمی، شخصیت کاری و انسان مسئولیتپذیر و قاعدهمند میخواهد.»
ایشان نوشتهای دارد به نام سی ویژگی ایران مطلوب. او مینویسد:
«انسان ایرانی مطلوب، کسی است که مسئولیت کوتاهیها و اشتباهات خود را با صراحت میپذیرد، آنقدر قابل پیشبینی است که دیگران به او اعتماد میکنند، آنقدر نیازهای خود را معقول کرده که از دروغ گفتن بینیاز شده است، اگر در قراری یک دقیقه دیر کند از میزبان عذرخواهی میکند و محال است آشغالی به زمین بریزد یا به بیرون پرت کند.» در همین چند ویژگی تاکید بر نظم، مسئولیتپذیری، قاعدهمندی و انتقادپذیری را میتوانید ببیند.
۳) و آموزه سوم و البته مهمترین آموزه: برای معلم بودن، نیازی نیست که شما کلاسِ درس داشته باشید. هر رفتار شما میتواند یک درس یا یک کلاسِ درس باشد. او با چنین رفتاری نشان داد که میتوان و باید «معلم بیکلاس» بود. معلمی که برای تربیت روح و اندیشه و شخصیت، دیگر معطل کلاس و تدریس رسمی نیست.
من از معلمان بی کلاس بسیار آموخته ام:
از راننده ای که به من انصاف را آموخت.
همکاری که به من یاد داد دقیق باشم.
مدیری که باعث شد منظم شوم.
پاکبانی که وجدان کاری را به من آموزاند.
تعمیرکاری که صداقت را برایم برجسته کرد.
سیاستمداری که معذرت خواهی کرد و مدرسی که به نادانی اش اعتراف می کرد.
یاد گرفتم که اشکال ندارد ندانم و خطا کنم، اشکال اینجاست که به خطا و نادانی خود اعتراف نکنم. معلمان بی کلاس تسهیل گر و کنشگر توسعه اند.
اگر میخواهید تا 10 سال آینده در جهان اثری بگذارید، چند نقطه قوت کلیدی وجود دارد که باید ابتدا آنها را یاد بگیرید. در حالی که رهبری می تواند به اشکال مختلف ظاهر شود، اگر می خواهید در هر زمینه ای موفق باشید، این هشت ویژگی ضروری هستند.
8 نقطه قوت رهبری برای یادگیری:
1) خودآگاهی
مأمور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تگزاس امریکا می
رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید:
باید دامداری ات را برای جلوگیری از کشت مواد مخدر
بازدید کنم.
دامدار با اشاره به بخشی از مرتع، می گوید:
"باشه، ولی
اونجا نرو."
مأمور فریاد می زند: "آقا! من از طرف دولت
فدرال اختیار دارم."
بعد هم دستش را می برد و از جیب پشتش، کارت خود را
بیرون می کشد و با افتخار، نشان دامدار می دهد و اضافه می کند:
"اینو می بینی؟
این کارت به این معناست که من اجازه دارم هرجا دلم می خواد برم... در هر منطقه
اى... بدون پرسش و پاسخ... حالی ات شد؟ میفهمی؟"
دامدار محترمانه سری تکان می دهد، پوزش می خواهد و
دنبال کارش می رود.
کمی بعد، دامدار پیر فریادهای بلندى می شنود و می
بیند که مأمور، از ترس گاو بزرگ وحشی که هر لحظه به او نزدیک تر می شود، دوان دوان
فرار می کند.
به نظر می رسد که مأمور، راه فراری ندارد و قبل از
این که به منطقه ی امن برسد، گرفتار شاخ گاو خواهد شد.
دامدار لوازمش را پرت میکند، با سرعت خود را به نرده
ها می رساند و از ته دل فریاد می کشد:
" کارت!...
کارتت را نشانش بده !"
بدون فکر، از قدرت میز مدیریت استفاده نکنیم!
طبیعتگردی از جمله سفرهای گروهی است. کمپینگ یک نوع سبک سفر طبیعتگردی است که در آن بهجای اجاره اقامتگاه، شما در دل طبیعت چادر میزنید و خودتان آشپزی میکنید.
برای سفر طبیعتگردی و کمپینگ شما به تجهیزات اولیه نیاز دارید. تجهیزاتی که جایگزین محل اقامت، جای خواب و غذا برای شماست. شما لوازم مختلفی برای کمپینگ نیاز دارید، چادر، کیسهخواب، کوله، زیرانداز و وسایل پخت و پز اولین وسایلی است که باید تهیه کنید.
مشخصات مکان مناسب برای کمپ کردن:
√ شما به یک سطح مسطح و صاف احتیاج دارید تا شانس بیشتری برای جایگاه مناسب کمپ داشته باشید.
√ در زیر یا کنار مواردی مانند درخت و صخره بزرگ مکان مناسبی است، به دلیل آن که از وزش باد و تابش نور خورشید قدری جلوگیری می کند.
√ زیر شما خیس نباشد، چراکه در اینصورت سردتان خواهد شد.
√ با موادی نرم و طبیعی مثل برگ، شن، برگ های سوزنی کاج و
چنین مواردی پوشیده باشد؛ به دلیل آن که راحتی و گرمای بیشتری نسبت به سطح سفت و
سخت سنگی دارند.
√ وضعیت طبیعی خواب خویش را در نظر بگیرید. ممکن است ناهمواری ها در این زمینه مشکل ساز شوند.
√ دسترسی به هیزم و
آب برای شما راحت و میسر باشد.
√ پائین دره مرطوب و
سرد است و برای برپایی کمپ مناسب نیست.
√ درصورتی که نزدیک
مسیر و یا پناهگاه حیوانات و همچنین سکونتگاه بومیان اولیه کمپ خود را برقرار
کردید، تعجب نکنید با حمله ای شبانه از خواب بیدار شوید!
√ دور از مناطقی که
احتمال بلایای طبیعی مثل سیل و بهمن وجود دارد کمپ بزنید.
√ درصورتی که
میخواهید خواب امن و راحتی در کمپ خود داشته باشید، از مناطقی که حشرات زیادی
دارند- مثل علفزارهای مرطوب و باتلاق ها- دوری کنید.
√ حواستان باشد
درصورتی که باران می آید، مکان شما طوری نباشد که با تداوم بارش و آب گرفتگی ،
چادرتان زیر آب فرو رود.
گردشگری پایدار :
وقتی سفر طبیعتگردی را انتخاب میکنید، در واقع میهمان طبیعت میشوید. میهمانی که باید قبل از هر چیز رسم احترام به طبیعت را بلد باشد. پس در سفرهای خود نکات اصلی و مهمی را در نظر داشته باشید تا بدون اینکه ردپایی از خود در طبیعت بهجا بگذارید، دل به طبیعت بسپارید و سپس آن را ترک کنید.