شاهوار

«فَالمُدَبِّراتِ أَمراً» «پس سوگند به تدبیر کنندگان کارها.»

شاهوار

«فَالمُدَبِّراتِ أَمراً» «پس سوگند به تدبیر کنندگان کارها.»

روایت درخت گردوی روستای گردشگر برغان

در روستای تاریخی برغان، درختی کهنسال با شاخ و برگ‌های گسترده، سایه‌ای از تاریخ و فرهنگ این دیار را در دل خود نگه داشته است. این درخت گردو که عمرش را به صدها سال نسبت می‌دهند، نه تنها نشانه‌ای از طبیعت استوار منطقه است، بلکه پیوندی عمیق با سنت‌های وقف و نیکوکاری مردمان برغان دارد.

حکایت این درخت با مردی خیرخواه و اهل دل آغاز می‌شود که سال‌ها پیش، زمین حاصلخیز خود را وقف کرد تا رهگذران و نیازمندان از سایه و میوه‌های آن بهره‌مند شوند. این وقف که به نام "خوشه‌چینی" شناخته می‌شود، رسمی دیرینه در برغان است که بر اساس آن، هرکس در فصل برداشت می‌تواند از گردوهای افتاده بر زمین بهره ببرد، بی‌آنکه درخت دست‌خورده شود.

با فرا رسیدن فصل پاییز، هنگامی که نسیم خنک در میان شاخه‌های پرشکوه گردو می‌پیچد، مردمان روستا در اطراف درخت گرد می‌آیند. کودکان و کهنسالان، زنان و مردان، همه در کنار یکدیگر به خوشه‌چینی می‌پردازند. دانه‌های گردو که از دل زمین برمی‌خیزند، یادآور سنتی هستند که نسل به نسل حفظ شده است. هیچ‌کس حق تکان دادن درخت یا چیدن مستقیم میوه‌هایش را ندارد؛ چرا که این گردوها برای کسانی است که دستی در کشاورزی ندارند، برای رهگذران، برای نیازمندان، برای هرکس که از مسیر برغان گذر کند.

این درخت، فراتر از یک منبع محصول، نمادی از مهربانی و همدلی است. مردمان برغان باور دارند که این گردوی وقفی، برکت روستا را حفظ می‌کند و هر سال که بار می‌دهد، خیر و رحمت را به همراه می‌آورد. بسیاری از بزرگان منطقه نقل کرده‌اند که هر کس به نیت پاک و با احترام از این گردوها بردارد، روزی‌اش پربرکت‌تر خواهد شد.

درخت گردوی برغان همچنان ایستاده است، ریشه‌هایش در خاک تاریخ فرو رفته و شاخه‌هایش آسمان را لمس می‌کنند. صدای خش‌خش برگ‌های پاییزی زیر پای رهگذران، گواه آن است که رسم نیکوکاری همچنان زنده است. این درخت، رازی را در خود نهفته دارد؛ رازی که می‌گوید در سخاوت، جاودانگی نهفته است.



The Ancient Walnut Tree of Baraghan: A Legacy of Charity and Generosity

In the historic village of Baraghan, an ancient walnut tree stands tall with its vast branches spreading wide, carrying the echoes of history and culture within its shade. This tree, believed to be hundreds of years old, is not just a testament to the region’s enduring nature but also a profound symbol of the village’s traditions of charity and endowment (waqf).

The tale of this tree begins with a kind-hearted benefactor who, many years ago, dedicated his fertile land as an endowment, ensuring that travelers and the needy could benefit from its shade and fruit. This tradition, known as "Khosheh-Chini" (Gleaning), is an age-old custom in Baraghan, allowing anyone during the harvest season to collect fallen walnuts from the ground without disturbing the tree itself.

As autumn arrives, and the cool breeze rustles through the tree’s majestic branches, the villagers gather around it. Children and elders, men and women, all come together to participate in Khosheh-Chini. The walnuts lying on the ground are a reminder of a tradition that has been preserved for generations. No one is allowed to shake the tree or pick the fruit directly, as these walnuts are meant for those without farmland, for travelers, for the needy, and for anyone passing through Baraghan.

This tree is more than just a source of harvest—it is a symbol of kindness and solidarity. The people of Baraghan believe that this endowed walnut tree brings blessings to the village, and each year, as it bears fruit, it spreads prosperity and goodwill. Many of the village elders tell stories of how those who collect walnuts with pure intentions and respect receive abundant blessings in return.

The walnut tree of Baraghan still stands strong, its roots deeply embedded in history and its branches reaching towards the sky. The gentle rustling of autumn leaves beneath the feet of passersby whispers a timeless truth—that the spirit of generosity never fades. This tree holds a secret within its ancient trunk: in giving, there lies eternity.


چه مشکلی دارد که همه دربارۀ همه‌چیز نظر بدهند؟

Ø     هر کس چندوقتی در شبکه‌های اجتماعی پرسه زده باشد، با ‌پدیده‌ای عجیب و باورنکردنی مواجه شده است: «همه دربارۀ همه‌چیز حرف می‌زنند». مسئله وقتی ترسناک‌تر می‌شود که نه‌تنها این کار نهی نمی‌شود، بلکه تحت فشار عمومی، از آن‌هایی که چنین کاری نمی‌کنند هم خواسته می‌شود که دربارۀ هیچ موضوعی ساکت نباشند و نظرشان را بگویند. اگر مقاومت کنند و حرفی نزنند هم با تعابیری مثل «ترسو»، «بی‌مسئولیت» یا «محافظه‌کار» تنبیه می‌شوند. جراد هندرسن، پژوهشگر فلسفه، می‌گوید باید فکری به حال این وضعیت بکنیم.

Ø     هندرسن می‌گوید فقط این فشار بیرونی نیست که ما را ترغیب یا مجبور می‌کند که دربارۀ همه‌چیز حرف بزنیم، بلکه بخش مهمی از این فشار، درونی شده است: خودمان را با دیگران مقایسه می‌کنیم که دربارۀ هر اتفاقی موضعی دارند و به خودمان می‌گوییم چرا ما موضع نگیریم؟

Ø     بااین‌حال، نتیجۀ این فرایند واقعاً مأیوس‌کننده است. واقعیت این است که وقتی تلاش می‌کنیم دربارۀ هر چیزی نظر بدهیم، چاره‌ای نداریم جز اینکه مزخرف ببافیم. و وقتی در سطح جمعی همه همین‌کار را می‌کنند، کل فضای عمومی پر می‌شود از مزخرفات. آن‌وقت اگر بخواهی از حقیقتِ موضوعی سر در بیاوری، تقریبا امکان ندارد بتوانی موفق شوی. هندرسن برای توصیف این وضعیت، از نظریۀ مشهور هری فرانکفورت دربارۀ «مزخرفات» استفاده می‌کند. مزخرف چیزی است خارج از دوگانۀ حقیقت و دروغ.

Ø     فرانفکورت می‌گوید مزخرف از «عدم توجه» آب می‌خورد. موقعیتی که مسئله دیگر حقیقت‌داشتن، یا حقیقت‌نداشتن نیست، بلکه از اساس حقیقت بی‌اهمیت است. از این جهت بین مزخرف‌گو و دروغ‌گو تفاوتی هست: برای دروغ‌گو حقیقت اهمیت دارد، هرچند انکارش می‌کند. اما برای مزخرف‌گو صدق و کذب فرقی با هم ندارند.

Ø     اگر می‌خواهید بهتر بفهمید سازوکارِ مزخرفات چطور است، به کلمۀ «وایب» که این روزها خیلی مد شده است توجه کنید. وقتی آدم‌ها در شبکۀ اجتماعی حرف می‌زنند، دیگر به درست‌بودنش فکر نمی‌کنند؛ همه‌چیز فقط وایب است. وقتی آدم‌ها چنین کاری می‌کنند، عملاً خودشان را در لاکی محافظ قرار می‌دهند که از هر انتقادی مصون است. اگر از آن‌ها بپرسی بر چه مبنایی حرف می‌زنند، لبخندزنان جواب می‌دهند: «چرا من رو جدی می‌گیری؟ من خودمم خودم رو جدی نمی‌گیرم!».

Ø     مزخرف‌گوها ظاهراً آسیبی به ما نمی‌زنند، صرفاً بامزه و سرگرم‌کننده‌اند. اما در واقع هزینۀ سنگینی بابت کارشان پرداخت می‌کنیم: «به آن‌ها عادت می‌کنیم.» و با عادت‌کردن به راه و رسم آن‌ها، به آدم‌های بدتری تبدیل می‌شویم. این خطر جدی است و ای بسا لازم باشد فعالانه در برابر آن مقاومت کنیم.

Ø     هندرسون می‌گوید باید برای خودمان مقرراتی سختگیرانه بگذاریم تا از وسوسۀ فراگیر مزخرف‌گویی جان به در ببریم. روش پیشنهادی او «کوچک‌فکرکردن» است. کوچک‌فکرکردن یعنی تمرکز بر یک موضوع مشخص و تلاش برای سردرآوردن از حقیقتِ آن. باید مثل آدم‌هایی رفتار کنیم که حقیقت را جدی می‌گیرند، یعنی شواهد جمع می‌کنند، به جزئیات استدلال‌ها توجه می‌کنند و تمام ارجاعات را بررسی می‌کنند و از همه مهم‌تر، دربارۀ چیزهایی که نمی‌دانند، حرف نمی‌زنند. حتی اگر این کار باعث شود برچسب بخورند و از جمعِ آدم‌های باحال کنار گذاشته شوند.

Ø     آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «این روزها اهمیت‌دادن به حقیقت کاری افراطی به شمار می‌رود» که در سی‌وسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۱۸ آذر ۱۴۰۳ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ جراد هندرسن است و محمد مهدی‌پور آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخۀ کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید.

 

کاهش رفتار غیرمتمدنانه در گردشگری با رویکرد طراحی رفتار

در بازه زمانی شکل‌گیری گردشگری نوین و حتی قبل از آن ، برخی از گردشگران بعنوان افرادی با رفتارهای مخرب، ناایمن و ناپایدار شناسایی شده اند. چنین رفتارهایی باعث ناراحتی سایر گردشگران، هزینه جوامع، کاهش سودآوری کسب و کار و آسیب رساندن به زندگی در سراسر سیاره می شود. بنابراین همواره دست اندرکان و پژوهشگران در تلاش برای کاهش این پیامدهای منفی بوده اند و به نتایج متفاوتی دست یافته اند ولی راه حل های بدست آمده همیشه موفق نبوده و نیازبه ابداع روش های خلاقانه تری ا ست.


روش‌های متعددی در زمینه طراحی رفتار در گردشگری  مطرح شده است که در اینجا چند روش به اختصار مورد بررسی قرار می‌گیرد..

در اولین روش طراحی رفتار تلاشی فعال برای تأثیرگذاری عمدی و مؤثر بر رفتار انسان است. تعدادی از دانشمندان علوم رفتاری از جمله مازلو مینتر و بکمن وبری معتقدند اقتصاد رفتاری و فناوری متقاعدکننده،  توضیحی در مورد اینکه چگونه محیط نقش مهمی در تأثیرگذاری بر طیف وسیعی از رفتارهای انسانی ایفا می‌کند و همچنین زمینه‌هایی را  که رفتارها در آن رخ می‌دهند را فراهم می‌کند. آنها معتقدند که زمینه‌ها (شامل محیط فیزیکی و موقعیتی، فرهنگ، تاریخ و غیره) مبنایی برای معنا و اهمیت نقش‌ها و رفتار فراهم می‌کنند.

آنها معتقدند طراحی رفتاری طبیعی با دو آرایه و یک همبستگی همراه است شامل 1- مجموعه ای از رفتارها 2-  مجموعه ای از شرایط، و همبستگی بین دو آرایه به گونه ای است که یک رفتار خاص در یک شرایط خاص به کار گرفته می شود. بنابراین، طراحی در مورد تطبیق شکلی از رفتار با شرایطی است که در آن رفتار هدف معمولاً به کار می‌رود.



در دومین نظریه محققین علم طراحی اصول رفتارگرایی را به کار گرفته تا رفتار انسان را با محیط مرتبط کند. نظریه‌های شرطی شدن عامل اسکینر و و نظریه یادگیری اجتماعی باندورا اصل اساسی شرطی‌سازی عامل بیان می کنند که رفتاری که تقویت می شود (پاداش) تمایل به تقویت یا تکرار دارد، در حالی که رفتاری که تقویت نمی شود (نادیده گرفته یا مجازات می شود) تمایل به ضعیف شدن یا خاموش شدن دارد.

 بنابراین بکارگیری این اصول به طراحی شرایط برای تقویت رفتار، به شکل دهی و اصلاح رفتار کمک می‌کند. به عنوان مثال، به منظور شکل دادن به رفتار بسیار پیچیده شرایط لازم برای دریافت پاداش را یک قدم به رفتار هدف نزدیکتر کنید (یعنی تقریب متوالی). از سوی دیگر، نظریه یادگیری اجتماعی، بیان می‌کند که رفتار از طریق مشاهده رفتار دیگران (یعنی مدل‌ها) از محیط آموخته می‌شود. انسان ها پردازشگر اطلاعات فعالی هستند که به رابطه بین رفتار خود و پیامدهای آن فکر می کنند. طراحان معتقدند برای شکل دهی به رفتار گردشگران ابزار درمان‌ها (یعنی پاداش‌ها یا تنبیه‌ها) که بر اساس عملکرد واقعی ارائه می‌شوند، در ایجاد تغییرات رفتاری قوی‌ترین هستند.



در سومین نظریه  به طراحی معماری فضای‌های گردشگری پرداخته شده است. در این روش محققین با استفاده  از  شیوه‌های اولیه طراحی گردشگری (یعنی نشات گرفته از حوزه برنامه‌ریزی منطقه‌ای، طراحی شهری و معماری)، طراحی برای تجربیات گردشگری شامل تغییر محیط فیزیکی (مانند مکان‌های توریستی، محیط‌های ساخته شده)، دستکاری عناصر طراحی (به عنوان مثال. فرم‌ها، طرح‌بندی‌ها) به روش‌هایی که گردشگران را به استقرار یا خودداری از اعمال رفتارهای خاص مشروط می‌کند.

به عنوان مثال، یکی از محققین (گان) دستورالعمل‌ها و اصولی را برای طراحی منظره تعطیلات، جاذبه های گردشگری مختلف، چه طبیعی و چه تجاری، ارائه می دهد که تجربه بازدیدکنندگان را افزایش می دهد و یکپارچگی طبیعی محیط را حفظ می کند. این دستورالعمل‌ها طرح‌بندی ساختمان‌ها و پیکربندی‌های مختلف سایت‌های تفرجگاه گردشگری را پیشنهاد می‌کنند که منجر به نتایج رفتاری متفاوتی در بین بازدیدکنندگان می‌شود.

وی معتقد است گروه‌بندی ساختمان‌ها در اطراف یک فضای جمعی، بازدیدکنندگان را تشویق می‌کند تا در فعالیت‌های اجتماعی شرکت کنند، در حالی که قرار دادن آنها جدا از یکدیگر، فعالیت‌های اجتماعی را محدود می‌کند و به تشدید احساس انزوا و انحصار کمک می‌کند. علاوه بر این، علامت‌گذاری مسیرهای پیاده‌روی (به‌عنوان مثال با علائم، نرده‌ها، خطوط) جلوه‌ای از طراحی برای تنظیم جریان حرکت گردشگران و محدود کردن پایمال شدن مناطق حفاظت ‌شده است.


به طور مشابه، اصطلاحات فضای خدمات و اتمسفر برای نشان دادن تنظیمات (اغلب آگاهانه طراحی شده) که در آن رفتار مصرف خاصی رخ می دهد، محققین سه بعد فضای خدماتی را پیشنهاد می کند: (1) شرایط محیطی، (2) چیدمان و عملکرد فضایی، و (3) علائم، نمادها و مصنوعات.

آنها معتقدند بایستی ابعاد محیطی را به ابعاد فیزیکی، اجتماعی، نمادین اجتماعی و طبیعی گسترش داد. طراحی برای رفتار مصرف مطلوب (مثلاً خرید بیشتر، بیشتر ماندن)، بنابراین، شامل دستکاری در این ابعاد فضای خدمات، ایجاد شرایط، زمینه ای است که مصرف کنندگان با یک عمل به آن پاسخ می دهند.



بر اساس نظریه‌های فوق، مجموعه‌ای از اصول راهنما برای طراحی تجربه گردشگری پیشنهاد می‌شود.  قبل از هر چیز، شناسایی مشکلات طراحی، رفتار هدفی که به عنوان وسیلهای برای دستیابی به هدف کلی ایجاد تجربیات گردشگری معنادار برای گردشگران موثر باشد، برای مقاصد گردشگری ضروری است.


 برای انجام این کار، طراحی با انتخاب نتایج هدف مناسب برای هر دو طرف شامل گردشگران (در سطوح فردی و اجتماعی) و مقصد گردشگری شروع می‌شود. سپس رفتار هدف باید از طیفی از اقدامات احتمالی که گردشگران می توانند انجام دهند شناسایی شود تا  در نتیجه به کارآمدترین راه دست یابند.


 طراحی مفهومی از طریق درک عمیق گردشگران و رفتار آنها، قابل هدایت است.  این طراحی باید یا با هدف تقویت رفتاری (به عنوان مثال، تسهیل) و یا مداخله رفتاری (یعنی تغییر الگوهای اقدامات) همراه باشد. در طراحی باید در نظر داشت آیا رفتار هدف نیاز به تغییر آهسته دارد (مثلاً. ، رفتار برنامه ریزی سفر درازمدت) یا اقدامات فوری (مانند تصمیم گیری در محل) و ....  است.


نهایتا باید گفت رفتار غیرمتمدنانه برخی از گردشگران مشکل مهمی است که صنعت گردشگری با آن مواجه است. رفتار غیرمتمدنانه گردشگری به این معنی است که گردشگران از هنجارهای اجتماعی پیروی نمی کنند و در روند سفر به فعالیت های منفی می پردازند. بنابراین طراحی رفتاری باید در جهت دستیابی به اهدافی باشد که شامل تمام جنبه های یک تجربه است. طراحی تجربه گردشگری شامل فناوری اطلاعات و ارتباطات در مورد طراحی سیستم‌های فن‌آوری است که هم بدون زحمت (ساده) و هم لذت‌بخش (انگیزاننده) برای گردشگران و در القای رفتار هدف مؤثر است.



درماندگی آموخته شده

درماندگی آموخته شده (learned helplessness) یا ناتوانی آموخته شده، مفهومی در روانشناسی است که در آن افراد پس از تجارب مکرر شکست های پشت سر هم، انگیزه و اشتیاق خود برای تلاش کردن را از دست می دهند. افرادی که درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند به این باور می رسند که کنترلی روی اتفاقات زندگی خود نداشته و قادر به تغییر شرایط نیستند. بنابراین  حتی زمان هایی که امکان تغییر وجود دارد دیگر تلاشی برای بهبود شرایط انجام نمی دهند.

طبق نظر انجمن روانشناسی آمریکا، درماندگی آموخته شده زمانی رخ می دهد که فرد به طور مکرر با شرایط غیرقابل کنترل و استرس زا مواجه می شود، اما تلاش های او قادر به تغییر موقعیت نیستند. بنابراین افراد یاد می گیرند که در برابر تغییر شرایط درمانده هستند و کاری از دست آن ها بر نمی آید. در نتیجه دست از تلاش برداشته و نسبت به اتفاقات زندگی خود بی تفاوت می شوند. افرادی که درماندگی آموخته شده را تجربه می کنند در تصمیم گیری های خود نیز دچار مشکل شده و خطر ابتلا به افسردگی در آن ها افزایش پیدا می کند.

درماندگی آموخته شده معمولاً به صورت فقدان عزت نفس، انگیزه پایین، فقدان پشتکار، اعتقاد به ناتوانی و در نهایت شکست منجر می‌شود. این بیشتر برای افرادی که حوادث آسیب زا مکرر مانند غفلت و سوء استفاده در دوران کودکی یا خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند، رایج است.

راهکارهای عملی غلبه بر درماندگی آموخته شده

پس افراد برای غلبه بر درماندگی آموخته شده چه می‌توانند بکنند؟ تحقیقات نشان می‌دهد که درماندگی آموخته شده را می‌توان به طور موفقیت آمیزی کاهش داد، به ویژه اگر مداخله در زمان شروع اولیه رخ دهد. درماندگی آموخته شده طولانی مدت نیز می‌تواند کاهش یابد، اگرچه ممکن است به تلاش طولانی مدت نیاز داشته باشد.
درمان می‌تواند در کاهش علائم درماندگی آموخته شده موثر باشد. درمان شناختی-رفتاری که شکلی از روان درمانی است که می‌تواند در غلبه بر الگوهای تفکر و رفتاری که به درماندگی آموخته شده کمک می‌کند، سودمند باشد.
هدف درمان رفتاری شناختی (CBT) کمک به بیماران در شناسایی الگوهای فکری منفی است که به درمان احساس درماندگی آموخته شده کمک می‌کند و سپس این افکار را با افکار خوش بینانه و منطقی جایگزین می‌کند. این فرآیند اغلب شامل تجزیه و تحلیل دقیق آنچه در حال فکر کردن هستید، به چالش کشیدن فعالانه این ایده‌ها و بحث در مورد جانشینی الگوهای فکری منفی است.
افراد می‌توانند با تمرین استقلال از سنین جوانی و با پرورش انعطاف پذیری، عزت نفس و شفقت به خود، در برابر درماندگی آموخته شده عقب نشینی کنند. درگیر شدن در فعالیت‌هایی که کنترل خود را باز می‌گردانند نیز می‌تواند ارزشمند باشد. به عنوان مثال، یک فرد مسن که در روند پیری احساس درماندگی می‌کند، می‌تواند تمرینات کوچکی انجام دهد که می‌داند حس کنترل را باز می‌گرداند.
مطالعات نشان داده است که ورزش می‌تواند در کاهش علائم درماندگی آموخته شده مفید باشد.

استاندارد ISO10015:2019 (مدیریت موثر فرایند آموزشی)

گواهینامه ایزو ( گواهینامه ISO ) چیست ؟

گواهینامه ایزو ( گواهینامه ISO ) مدرک و سندی است که نشانگر پیاده سازی موفق الزامات یک استاندارد ایزو در سازمان می باشد. به عنوان مثال اگر سازمانی موفق به دریافت گواهینامه ۹۰۰۱ گردد به این معنی است که الزامات استاندارد ایزو ۹۰۰۱ به درستی در این سازمان اجرایی شده و گواهینامه ای دال بر موفقیت در این موضوع به سازمان اعطاء گردیده است.

گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ چیست؟

گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ به مدیریت کیفیت در خدمات و تولیدات اطلاق می گردد. ایزو ۹۰۰۱ به عنوان استاندارد شناخته‌شده بین‌المللی برای سیستم‌های مدیریت کیفیت (QMSتعریف شده ‌است. این استاندارد گسترده‌ترین استاندارد QMS در جهان است که بیش از ۱ میلیون گواهینامه برای سازمان ها در ۱۷۸ کشور جهان اخذ شده است. جهت اخذ ایزو ۹۰۰۱ ( دریافت ایزو ۹۰۰۱ – صدور ایزو ۹۰۰۱ ) ایزوسیستم آماده ارائه خدمات به شرکت ها و سازمان ها می باشد.

داشتن و اخذ گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ در وهله ی اول موجب ایجاد ساماندهی کیفی در روند تولیدات یا خدمات شده و مانع از انجام سلیقه ای در امور می شود.

همچنین با توجه به اینکه در گواهینامه ISO 9001 به موضوع بهبود مستمر توجه جدی شده از واحدهای صنعتی یا مراکز خدماتی دارنده این استاندارد انتظار می رود که طی برنامه ای کیفیت محصولات خود را نیز ارتقا بخشند.


در ورژن و ویرایش جدید گواهینامه ایزو ۹۰۰۱ که به ISO 9001 : 2015 شناخته می شود به بحث مدیریت ریسک نیز توجه ویژه شده و می بایست در تمامی فرایندهای سازمانی به بحث ریسک توجه نمود.

این استاندارد از سری استانداردهای سری ۱۰۰۰۰ است که برای اندازه گیری میزان کاربرد و تاثیر فرآیند آموزش در سازمان ها و شرکت ها به کار گرفته می شود.

 استاندارد ISO 10015

امروزه نقش آموزش در سازمان ها به روشنی مشخص شده و سازمان ها برای دستیابی به کیفیت حداکثری در تولیدات و خدمات خود اقدام به شناسایی نیازهای آموزشی بخش های مختلف سازمان و همچنین پرسنل می نمایند. کارکنان آموزش دیده به مراتب بهره وری بالاتری در اجرای وظایف خود و در نتیجه رضایت مندی مشتریان خواهند داشت و اینجاست که نقش استاندارد ISO 10015 به شدت پر رنگ می شود.

استقرار فرآیند آموزش بر اساس ISO 10015 می تواند موثرترین راه برای اندازه گیری میزان اثر بخشی فرآیند آموزش در سازمان ها باشد. اجرای اثربخش سیستم مدیریت آموزش در سازمان ها نیازمند تعهد مدیریت ، تعهد آموزش گیرندگان و در نهایت تعهد آموزش دهندگان می باشد. با استفاده از راهنمای موجود در این استاندارد سازمان ها علاوه بر رفع نیازمندی، در مسیر تحقق یک سازمان یاد گیرنده حرکت می نمایند.

تاریخچه تدوین استاندارد ISO 10015

استاندارد ISO 10015 توسط و تحت نظارت کمیته فنی ISO/TC176 مدیریت و تضمین کیفیت و کمیته SC3 تهیه شده است. عوامل مختلفی نظیر “عدم شناسایی نیازهای آموزشی صحیح کارکنان، عدم توجه به مشاغل در برآورد نیازهای آموزشی تعیین نیازها و نه شناسایی نیازها ، فقدان اهداف و استراتژی های آموزشی ،‌ضعف در طراحی محتوا و برنامه آموزشی، عدم توجه به مسائل مربوط به اجرای دوره های آموزشی ،‌عدم ارزیابی مناسب از تامین کنندگان آموزشی ،‌مشخص نبودن نتایج آموزش و بسیاری از عوامل دیگر” نمایندگان ۲۲ کشور جهان را در دسامبر ۱۹۹۹ بر آن داشت تا پیش نویس اصلی استاندارد آموزش را طراحی و به عنوان راهنمایی برای  فعالیت های آموزشی سازمان ها ارائه دهند.

فرآیند آموزشی نظام مند و برنامه ریزی شده می تواند نقش مهمی در بهبود توانمندی های منابع انسانی و تامین اهداف کیفی سازمان ایفا نماید. لذا تمامی سازمان ها و شرکت هایی که اقدام به ارائه خدمات و تولیدات به مشتریان می نمایند می توانند با بهره گیری از سیستم ISO 10015 ضمن نیازسنجی اقدام به آموزش پرسنل خود نموده و سپس با استفاده از راهنمایی های کامل و جامع استاندارد اندازه گیری اثربخشی آموزش اقدام به اندازه گیری میزان اثربخشی فرایندهای آموزشی سازمان نمایند.

در استاندارد ایزو ۹۰۰۱ نیز به بحث آموزش به صورت ویژه تاکید می شود لیکن در استاندارد ISO 10015 موضوع اثربخشی آموزشی و توجه به کاربرد آموزش های طی شده به صورت تخصصی و جامع مورد تاکید قرار می گیرد.

به کارگیری این استاندارد در کنار سایر استانداردهای پایه نظیر ایزو ۹۰۰۱ به رشد و تعالی سازمان کمک شایانی خواهد نمود.


کلیات استاندارد

یک فرایند آموزش نظام‌مند و طرح‌‌ریزی‌شده می‌تواند نقش مهمّی را در یاری رساندن به سازمان در جهت بهبود توانمندی‌ها و تأمین اهداف کیفیت سازمان داشته باشد.
برای انتخاب و اجرای آموزش به‌منظور جبران کاستی‌ها، مدیریت بایستی مراحل زیر را مورد پایش قرار دهد:

  • تعیین نیازهای آموزشی
  • طراحی و برنامه‌ریزی آموزش
  • فراهم‌آوردنِ آموزش
  • ارزشیابی نتیجه آموزش

۱- تعیین نیازهای آموزشی

مطابق با استاندارد ایزو ۱۰۰۱۵ در فرایند آموزش، بایستی پس از آنکه تحلیل نیازهای سازمان صورت گرفت و موضوعات مرتبط به شایستگی ثبت گردید آغاز گردد.

سازمان بایستی میزان شایستگی موردنیاز برای هر کاری را که بر کیفیت محصولات تأثیر می‌گذارد تعیین کند، شایستگی کارکنان برای انجام آن کار را ارزیابی ‌کند و طرح‌هایی را برای برطرف‌کردن کاستی‌های احتمالی مربوط به شایستگی تهیه نماید.

۲- طراحی و برنامه‌ریزی آموزش

این مرحله از استاندارد ایزو ۱۰۰۱۵ موارد زیر را شامل می‌شود:
الف – طراحی و برنامه‌ریزیِ اقداماتی به‌منظور پرداختن به کاستی‌های مربوط به شایستگی
ب – تعیین معیارهای ارزشیابی نتایج آموزش، پایش فرایند و تعیین محدودیت‌ها

۳- فراهم‌آوردنِ آموزش 

فراهم‌کردن و اجرای آموزش در استاندارد ایزو ۱۰۰۱۵ شامل سه مرحله زیر است:

  • پشتیبانی قبل از آموزش
  • پشتیبانی در حین آموزش
  • پشتیبانی پس از پایان آموزش

۴- ارزشیابی نتیجه آموزش

ارزیابی سیستم مدیریتی توسط تیم با تجربه و حرفه‌ای به شما کمک می‌نماید تا نقاط قوت و فرصت‌های بهبود در سیستم مدیریتی سازمان خود مطلع شوید و بتوانید نقشه مسیر بهبود سیستم مدیریتی را در سازمان مشخص نمایید.




سیستم مدیریت آموزش و تخصیص گواهینامه ایزو ۱۰۰۱۵ نیازمند تعهد مدیریت، افراد تحت آموزش و در نهایت تعهد آموزش‌دهندگان است. با استفاده از راهنمای موجود در این استاندارد، سازمان‌ها علاوه بر رفع نیازمندی، در مسیر تحقق یک سازمان یادگیرنده حرکت می‌کنند.