
مقدمه:
کشورهای جهان برای شناخته شدن در حوزه صنایعدستی و تحقق فعالیتهای گفتمانی و از سوی دیگر، فرهنگسازی و برندسازی در این حوزه، نیازمند شناخته شدن در مراجع بینالمللی هستند. تأیید مراجع بینالمللی نوعی امتیاز محسوب میشود، چرا که یک مرجع بینالمللی متخصص و بیطرف آن را تأیید کرده است.ثبتجهانی یک شهر یا روستا سه مرحله دارد که در مرحله اول پرونده تهیه و به شورای جهانی صنایعدستی ارسال میشود، در مرحله دوم ارزیابها به شهرهای نامزدشده سفر میکنند و در مرحله سوم رأیگیری برای ثبتجهانی این مکانها انجام میشود که این دو شهر و یک روستا از ایران بعد از طی این سه مرحله ثبت جهانی شدند.
بررسی اخبار روند ثبت
سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری در دولت یازدهم موفق به ثبت چهار شهر جهانی صنایعدستی در شورای جهانی شد.سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری شهرهای تبریز بهعنوان «شهر جهانی فرش»، اصفهان بهعنوان «شهر جهانی صنایعدستی»، لالجین بهعنوان «شهر جهانی سفال» و مشهد بهعنوان «شهر جهانی سنگهای قیمتی و نیمهقیمتی» را ثبت کرد.. ( www.tabnak.ir/fa/news/691231)
ثبت شهر جهانی موجب برندسازی و شناخته شدن آن رشته خاص صنایعدستی در آن شهر در مقیاس جهانی میشود که بهدنبال آن، هم از نظر فرهنگی و هم از نظر اقتصادی و تجاری و گردشگری میتواند برای آن شهر مفید باشد.این کار بدان معنی است که وقتی شهری بهعنوان «شهر جهانی سنگهای قیمتی» نام میگیرد، محصولات سنگهایی که از این شهر خارج میشود در سطح جهان با نگاه ارزشمندتری موردتوجه قرار میگیرد. علاوهبرآن، موجب جذب گردشگر نیز میشود.(همان منبع)
ایران، پروندههای شهر سیرجان در کرمان برای گلیم «شیریکیپیچ» و شهر مریوان در استان کردستان (غرب ایران) برای «گیوه» را بهعنوان شهرها و پرونده روستای «کلپورگان» در استان سیستان و بلوچستان (جنوب شرق ایران) را برای سفال به شورای جهانی صنایع دستی معرفی کرده است.(http://parstoday.com/fa/iran-i87412)
«شورای جهانی صنایعدستی با ثبت سیرجان از استان کرمان بهعنوان “شهر جهانی گلیم”، مریوان از استان کردستان بهعنوان شهر جهانی کلاش و روستای کلپورگان از سیستانوبلوچستان بهعنوان “دهکده جهانی سفال” موافقت کرد.«
رزی گرین لیز رئیس شورای جهانی صنایعدستی در نامهای به سازمان میراثفرهنگی، صنایعدستی و گردشگری جهانی شدنِ شهرهای مریوان و سیرجان در رشتههای کلاش (گیوه) و گلیم شیرکی پیچ و روستای کلپورگان بهعنوان دهکده جهانی سفال را اعلام کرده است.(http://asrpress.ir/fa/news/5052)
با ثبتجهانی این دو شهر و یک روستا، ایران با داشتن شش شهر و یک روستای جهانی رتبه نخست را در این عرصه به خود اختصاص داد و گوی سبقت را از چین که مهمترین رقیب ایران در این زمینه محسوب میشود ربوده است.»(همان منبع قبلی)
تام کارلی، نویسنده آمریکایی برای مدت ۵ سال عادات روزانه ۲۳۳ پولدار و ۱۲۸ فرد با وضع خراب مالی را دنبال کرد و کتاب پرفروش Rich Habits را نوشت. او در این کتاب ۲۰۰ رفتار مشترک میان پولدارها را شناسایی کرده و توضیح میدهد که عادات روزانه پولدارها و غیرپولدارها به شدت متفاوت است و با توجه به عادات روزانه یک شخص میتوان وضعیت مالیاش را پیشبینی کرد.
او در مورد این طبقه پولدار که دربارهشان تحقیق کرده نوشته:
«جالب اینجاست ۸۵ تا ۸۸ درصد میلیونرهای آمریکایی پولدارهایی خودساخته و نسل اولی هستند.»
این ده عادت را بدانیم :
۷۰ درصد پولدارها روزانه کمتر از ۳۰۰ کالری هلههوله (junk food) مصرف میکنند. ۹۷ درصد بیپولها روزانه بیشتر از ۳۰۰ کالری هلههوله میخورند.
۸۰درصد پولدارها روی «یک» هدف مشخص تمرکز کردهاند. فقط ۱۲ درصد بیپولها چنین کاری میکنند.
۷۶ درصد پولدارها چهار روز در هفته ورزش میکنند. ۲۳ درصد بیپولها اهل ورزش مرتب هستند.
۶۳ درصد پولدارها موقع رفتن سر کار به کتابهای صوتی گوش میدهند. فقط ۵ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
۸۱ درصد پولدارها کارهایی را که باید انجام بدهند لیست میکنند (to-do list دارند). ۱۹ درصد بیپولها to-do list دارند.
۶۳ درصد والدین پولدار بچههایشان را مجبور میکنند که ماهی دو جلد یا بیشتر کتاب غیرداستانی بخوانند. ۳ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
۲۳ درصد پولدارها اهل قمار هستند. ۵۲ درصد بیپولها قمار میکنند.
۸۰ درصد پولدارها به دیگران زنگ میزنند تا تولدشان را تبریک بگویند. ۱۱ درصد بیپولها چنین کاری میکنند.
۶۷ درصد پولدارها اهدافشان را روزی کاغذ میآورند. ۱۷ درصد بیپولها از این کارها میکنند.
۸۸ درصد پولدارها روزی نیم ساعت یا بیشتر را به مطالعه با هدف کاری یا آموزشی میگذرانند. فقط ۲ درصد بیپولها چنین عادتی دارند.
"زبان بدن یک ابزار بسیار قدرتمند است. ما قبل از اینکه سخن بگوییم، زبان بدنمان سخن می گوید، و ظاهرا 80 درصد از آنچه در یک محاوره می فهمید با زبان بدن خوانده می شود نه کلمات!"
دبورا بول؛ نویسنده و مدیر خانه
اپرای سلطنتی
بدن ما زبان خاص خودش را دارد و حرف هایی که می زند همیشه خوب و خوشایند نیست. زبان بدنتان احتمالا جزئی از شخصیت شما گشته، و این نکته ایست که ممکن است تا به حال به آن فکر نکرده باشید. اگر این موضوع درست باشد، وقت آن رسیده تا فکری به حال آن کنید چرا که ممکن است حرفه و شغل خود را از بین ببرید.
شرکت تَلنت اسمارت با آزمایش بیش از یک میلیون آدم دریافت 90 درصد از آنهایی که دارای هوش عاطفی/هیجانی بالا هستند، واقف به قدرت سیگنال های غیر گفتاری خود در ارتباطات می باشند. دکتر تراویس برادبری رئیس این شرکت می نویسد؛ وقتی دارید سخت کار می کنید و برای رسیدن به هدفتان هر کاری انجام می دهید، هر چیزی که موجب پیشرفت شما می شود، قدرتمند بوده و راه شما برای رسیدن به موفقیت را هموار می سازد. فقط حواستان باشد که قربانی هیچ یک از اشتباهات فاحش زبان بدن که در ذیل می آید نشوید:
Exagerated gesture
1.ژست اغراق آمیز؛ باعث می شود که شما در حال بسط دادن واقعیت (خالی بندی) دیده شوید. بهتر است دست های خود را آزاد کرده و کف دستتان را نشان دهید تا با این کار نشان دهید که چیزی برای مخفی کردن ندارید.
Crossed arms
2.دست به سینه؛ یک سد فیزیکی ایجاد می کند و نشان از آن است که در مواجهه با حرفی که طرف مقابل می زند باز و پذیرا نیستید. فرقی نمی کند که گفتگوی شما لذت بخش بوده و لبخند بزنید چرا که طرف مقابلتان این حس را پیدا می کند که می خواهید او را در محاوره مغلوب کنید. حتی اگر شما در حالت دست به سینه راحت تر هستید، برای ارتباط برقرار کردن بهتر باید این ژست را عوض کنید.
Inconsistency
3.نا هماهنگی؛ میان حرف ها و وضعیت فیزیکی بدنتان موجب می شود که طرف مقابل حس کند که یک جای کار ایراد دارد و این سوء ظن در او ایجاد شود که در صدد فریب او می باشید، هر چند که ندانید چرا و چگونه. به عنوان مثال، یک لبخند عصبی و رد کردن یک پیشنهاد در یک محاوره به شما کمک نمی کند چیزی را که می خواهید بدست آورید بلکه طرف مقابل را بر آن میدارد که نتواند با شما کار کند؛ چرا که او فکر می کند چیز دیگری در نظر دارید.
Turning yourself away from others
4.فاصله گرفتن و دور ایستادن از دیگران؛ یا وارد نشدن در گفتگو حاکی از آن است که شما به بحث پیش رو علاقه ای نداشته و راحت نیستید و احتمالا حتی به گوینده ی سخن اعتمادی ندارید. سعی کنید وارد گفتگو با کسی که سخن می گوید شده و به نشان گوش دادن به حرف های او سر خود را آرام تکان دهید. این نشان دهنده تمرکز و توجه کامل شما به وی می باشد.
Slouching
5.خمیده و افتاده بودن؛ نشان دهنده این است که خسته شده و هیچ علاقه ای به جایی که در آن هستید ندارید. شما هیچ وقت به رئیستان نمی گویید: "من نمی فهمم چرا باید به حرف های تو گوش بدم"، اما اگر خمیده باشید، لزومی به گفتن آن نیست چرا که وضعیت بدنتان با صدای بلند و خیلی شفاف این حرف را می گوید!
"مغز انسان قدرت
جسم را با فضایی که وضعیت بدنی طرف مقابل وی در آن اشغال می کند، یکسان می کند! صاف
ایستادن و به عقب کشیدن شانه ها یک حالت قدرتمندانه است. این وضعیت فضای بیشتری از
مغز طرف مقابل را پر می کند و بر عکس آن وقتی شانه ها افتاده، فضای کمتر را اشغال کرده
و منعکس کننده قدرت کمتر است. حفظ حالت خوب؛ فرمان به احترام بیشتر داده و تعهد دو
طرف در محاوره را ارتقا می دهد."
Avoiding eye contact
6.اجتناب از تماس چشمی؛ ایجاد کننده حالتی است که دارید چیزی را مخفی می کنید و این سوء ظن را بر می انگیزد. کمبود تماس چشمی همچنین حاکی از فقدان اعتماد به نفس و علاقمندی بوده که شما خواهان ارتباط در یک جلسه کاری نیستید. ارتباط چشمی پایدار، از سوی دیگر، به معنای فرافرستادن اعتماد به نفس، رهبری، قدرت، و هوش است.
Eye contact that's too intense
7.تماس چشمی شدید؛ ممکن است این برداشت را ایجاد کند که شما فردی مهاجم بوده و در صدد سیطره بر طرف مقابل خود می باشید.
Watching the clock
8.نگاه کردن به ساعت؛ در حالی که با یکی حرف می زنید علامتی واضح برای بی احترامی و باد و غرور است و این پیام را می رساند که شما کارهای بهتری دارید که انجام بدهید و خیلی هم مشتاق به ترک محاوره هستید.
Exagerated nodding
9.سر تکان دادن بیش از حد؛ این سیگنال را می فرستد که برای تایید شدن نگران هستید. مردم ممکن است فکر کنند سر تکان دادن های زیاد شما تلاشی است برای موافقت خود با چیزی که موافق آن نیستید و یا فهمیدن چیزی که نمی فهمید.
Fidgeting
10.بی قراری؛ و یا موها را مرتب کردن حاکی از آن است که شما نگران و یا بیش از اندازه پر انرژی می باشید. مردم ممکن است این گونه برداشت کنند که بیش از اینکه نگران درست انجام دادن کارتان باشید، نگران وضعیت ظاهری خود هستید.
Scowling
11.اخم کردن؛ و یا اظهار نا خشنودی این پیام را می رساند که با آدم های اطراف خود ناراحت هستید هر چند آنها هیچ کاری به مود و حالت روحی شما نداشته باشند. اخم کردن، مردم را از اطراف انسان دور می کند چرا که آنها حس می کنند مورد قضاوت قرار گرفته اند. لبخند، به هر حال، این پیام را می رساند که شما دارای ذهن باز، فردی مورد اعتماد، و یک دوست هستید. مطالعات ام آر آی نشان می دهد که مغز انسان ها به فردی که لبخند می زند، پاسخ مطلوب داده که این یک تاثیر مثبت ماندگاری می گذارد.
Weak handshake
12.شل دست دادن؛ حاکی از فقدان اختیار، قدرت و اعتماد به نفس می باشد و در نقطه مقابل؛ دست دادن خیلی محکم حاکی از تلاش برای تهاجم و سیطره می باشد که البته به همان اندازه بد است! دست دادن خود را با طرف مقابل منطبق کنید اما حواستان باشد که همیشه محکم باشد.
Getting too close
13.خیلی نزدیک شدن؛ این سیگنال را به طرف مقابل می رساند که هیچ احترامی برای او و حریم شخصی وی قائل نیستید. این کار باعث می شود آدم های اطرافتان وقتی حضور دارید احساس ناراحتی کنند.
جمع بندی
اجتناب از این خطاهای بزرگ زبان بدن؛ به شما کمک می کند که ارتباطات قوی تری را به لحاظ حرفه ای و شخصی شکل بدهید..."البته به شرط داشتن نیت، طرز فکر، رویکرد، و نگرش مثبت چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست!"
دکتر دانایی فرد در مقاله ای با عنوان بسوی فهم نظریه جهیزیه سیاسی در مدیریت بخش دولتی مفهوم جدید «جهیزیه سیاسی» را بعنوان یک نظریه مطرح کرده و این چینن تعریف می کند:
«از
آنجا که مدیران سازمان ها و موسسه های تخصصی نیز در چنین سبک و سیاق
مدیریتی سیاسی ای انتخاب می شوند تلاش می کنند هم حزبی های خود را در
سازمان های خود جای دهند ولی از وارد شونده امید دریافت جبران نیز دارند.
بعبارت دیگر، فردی دارای جایگاه سیاسی و مدیریتی بالا وارد چنین سازمان هایی می شود و با خود جهیزیه ای به سازمان می آورد که نویسنده آن را «جهیزیه سیاسی» نامیده است ...
در تبیین رخداد این پدیده باید گفت حاکمیت رویکرد سیاسی به مدیریت در بخش دولتی باعث می شود میل به دست اندازی به بیت المال در بازیگران سیاسی بیشتر شود زیرا در چنین حالتی امکان اینکه بار دیگر قدرت سیاسی را تصاحب کنند در هاله ای از ابهام قرار دارد از این رو حزب سیاسی پیروز تلاش می کند ریشه های خود را در بخش های مختلف مدیریتی کشور مستحکم کند تا به سهولت نتوانند آن ها را از میدان بدر کنند.»
وی
سازوکارهای جهیزیه سیاسی را دریافت وام های دولتی یا بودجه دولتی، تملیک
ساختمان های دولتی، زمین و امکانات دولتی، پیوند سازمان مقصد با مراکز
قدرت، بخشودگی بدهی یا مالیات و خرید و فروش خط مشی های عمومی دانسته و
پیامدهای سازمانی و ملی رواج جهیزیه سیاسی در بخش دولتی را ایجاد فضای
انقلابی در سازمان های دولتی، افزایش رقابت و جسارت در دست اندازی به بیت
المال، اثبات بی پدر و مادری سیاست، بدبینی و بی اعتمادی ملی نسبت به احزاب
سیاسی، مصادره شایستگی های حرفه ای تخصصی در بخش دولتی، ناامیدی ملی به
پیشرفت عادلانه در شهروندان، افزایش میل به قانون گریزی در جامعه، تخریب
مجهه درونی و بیرونی سازمان های دریافت کننده جهیزیه سیاسی ،قائم به شخص
نشان دادن سازمان بجای حاکمیت سیتسم بر سازمان معرفی می کند.
